کد خبر 59184

کارشناس ارشد بازار سرمایه:

تحولات اقتصادی در سال های اخیر، حجم نقدینگی کشور را به شدت افزایش داد تا جایی که طبق آمارهای رسمی، در سال 97 روزانه هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور اضافه ‌شد و این روند روبه رشد، امسال نیز ادامه دارد. بخش بزرگی از آثار تورمی در کشور، به حجم بزرگ نقدینگی ها برمی گردد که در زنجیره ارزش‌ افزوده در تولید کالا یا خدمات ایجاد نشده است.

یکی از عوامل موثر در رشد نقدینگی در اقتصاد ایران، سود بانکی است که بخشنامه تثبیت نرخ بهره بانک مرکزی نیز برای کنترل آن کارساز نبوده است. حالا بانک مرکزی در این زمینه برنامه هایی دارد و عملیات بازار باز، یکی از این سیاست های در دست اجراست که گویا تا 6 ماه آینده عملیاتی می شود. حمید میرمعینی، اقتصاددان و کارشناس ارشد بازار سرمایه، این راهکار بانک مرکزی را گام نخست برای اجرای اصلاحات نظام پولی و بانکی می داند و می گوید: «سیستم پولی و بانکی باید اصلاحات بنیادینی را در قالب تحول اقتصادی اجرا کند. اگر اصلاحات نظام بانکی به درستی انجام شود، سپرده گذاران به سیستم بانکی و اقتصادی اعتماد می کنند و حتی ریسک حضور در بورس و سایر بازارها را هم نمی پذیرند. البته بورس و سایر بازارها به دلیل عمق کم، گنجایش و ظرفیت پذیرش جریان نقدینگی موجود در کشور را ندارند و تنها سیستم بانکی می تواند این حجم از نقدینگی ها را میزبانی و جذب کند.»

متن کامل این گفت وگو را می خوانید:

به نظر جناب عالی آیا دستورالعمل بانک مرکزی مبنی بر تثبیت نرخ 15 درصدی سود سالیانه(بلندمدت) بانک ها، کارایی داشته است؟ برخی بانک ها برای جذب منابع، این قانون را دور می زنند، بانک مرکزی چگونه می تواند بازار پولی را کنترل کند؟

بانک مرکزی با سیاست های دستوری امکان کنترل سیستم بانکی کشور شامل: بانک های دولتی، شبه دولتی، خصوصی و بدتر از همه، موسسه های مالی و اعتباری را ندارد، یا دست کم تاکنون نتوانسته است این سیاست ها را اجرا کند. مجموعه دلایل نظارتی، سیاسی، اقتصادی و غیره باعث شده است تا سیاست آزادسازی نرخ بهره از سوی بانک مرکزی موفق نباشد و نتواند سیاست های پولی و مالی مورد نظر دولت را اجرا کند.

بانک مرکزی با سیاست جدید عملیات بازار باز تلاش می کند که با توجه به عرضه و تقاضای بین بانکی، نرخ بهره بانک ها را کنترل کند. این اتفاق خوبی است که بانک مرکزی به عنوان متولی و سیاستگزار پولی، عرضه و تقاضای پول و سود بانکی را- با توجه به شاخص های اقتصادی با نرخ پویا که حد نوسان داشته باشد- در جریان عملیات بازار باز کنترل کند. چنانچه تاکنون سیاست های دستوری کارگشا نبوده و بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری برای دور زدن این دستورالعمل ها از ابزارهایی مانند سپرده های ویژه، صندوق های خاص و غیره استفاده کرده اند.

بنابراین، به نظر می رسد که تعیین نرخ سود بانکی با منویات بانک مرکزی و دولت سازگار نبوده، با شاخص های اقتصادی همخوانی نداشته و یا شاید اساسا نادرست بوده است و به همین علت، قابلیت اجرا در این بخش ضعیف است. میزان قابلیت اجرای این سیاست  بستگی به نرخ اعمال شده از سوی بانک مرکزی دارد و از آنجایی که تعداد بانک های بدهکار زیاد است، بانک مرکزی می تواند مبادلات پایاپای شبانه برخی بانک ها را با درصد بالا از طریق عرضه و خرید اوراق تنظیم کند.

عملیات بازار باز، یکی از برنامه هایی است که بانک مرکزی در دست اجرا دارد. به نظر شما این سیاست چه میزان کارساز است و می تواند نظام پولی و مالی کشور را سروسامان دهد؟

واقعیت این است که عملیات بازار باز باید با یک سری اصلاحات نظام بانکی موازی- از جمله واگذاری دارایی های مازاد و منجمد بانک ها- همراه باشد. این عملیات باید به گونه ای اجرا شود که بانک ها از عملیات بانکی خارج نشوند و به بنگاهداری و اعمال غیرپولی اقدام نکنند تا سرمایه ها به پول تبدیل و صرفا عملیات بانکی انجام شود. گرچه اجرای این سیاست ها زمانبر است اما در همین حد هم بانک مرکزی محدودیت هایی را برای عرضه و تقاضای بانک ها اعمال خواهد کرد تا بانک هایی که بدهکاری های بالایی دارند نتوانند در مکانیسم عرضه وارد شوند. به هر روی، اصلاح نظام بانکداری و عملیات بانک هایی که کمبود نقدینگی دارند و دارایی منجمدشان بالاست، باید از جایی شروع شود و بانک مرکزی باید در بلندمدت، نرخ سود بانکی را مبتنی بر عملیات بازار باز آزادسازی و تعیین کند تا مشکلات نظام بانکی حل شود.

تاکید می کنم که اصلاح توامان و تعیین نرخ سود بانکی به سرعت قابل حل نیست و دست کم نیاز به اجرای برنامه بلندمدت 5 تا 10 ساله دارد تا بانک مرکزی این فرصت را بیابد، با توجه به شرایط اقتصادی، تورم، رکود، کاهش GDP، تحریم ها و سایر چالش های موجود در کشور، ساختار اقتصادی و بانکی را اصلاح کند.

درصورت کنترل نظام پولی و مالی و خارج کردن شبه پول از بانک ها یا تبدیل آن به پول، آیا فرصتی برای جذب نقدینگی از سوی بورس و سایر بازارها (مسکن، طلا، ارز و غیره)، ایجاد می شود؟

در صورت کاهش سود سپرده ها و تفاوت نرخ سود، بخشی از نقدینگی و جریان پولی به سمت بازار سرمایه و بازارهای دیگر مانند مسکن، طلا و غیره هدایت می شود اما اگر اصلاحات نظام بانکی به درستی انجام شود و سپرده گذاران به سیستم بانکی و اقتصادی اعتماد کنند و مطمئن شوند اقتصاد کشور دچار تورم شدید نخواهد شد و یا نرخ سود بانکی تورم را پوشش خواهد داد، صاحبان سرمایه، ریسک حضور در بورس و سایر بازارها را نمی پذیرند. البته باید این نکته مهم را هم در نظر بگیریم که بورس و سایر بازارها به دلیل عمق کم، گنجایش و ظرفیت پذیرش جریان نقدینگی موجود در کشور را ندارند و تنها سیستم بانکی است که می تواند این حجم از نقدینگی ها را میزبانی و جذب کند. البته بورس و بازارهای کم عمق دیگر هم برنامه ای برای تغییر شرایط در راستای جذب نقدینگی با حجم بالا ندارند و به نظر می رسد اتفاق خاصی نیفتد و هیچ یک از بازارها قادر به پاسخگویی و جذب نقدینگی موجود نباشد. بی تردید کارشناسان و تحلیلگران بانک مرکزی به این موضوع آگاه هستند و سیاست عملیات بازار باز را در دست اجرا دارند مگر اینکه در شرایط خاص سیاسی و یا اقتصادی قرار بگیریم و تصمیم و رویکردهای دیگری در دستور کار قرار گیرد.

به عنوان اقتصاددان و کارشناس بازار سرمایه، اگر راهکار اصلاحی دارید، بیان بفرمایید.

سیستم پولی و بانکی باید اصلاحات بنیادینی را در قالب تحول اقتصادی (اصلاح نظام بانکی، پولی، ارزی، سیاسی، گمرکی، تعرفه ای و توزیعی) اجرا کند. این اصلاحات و برنامه ها باید در طرح های 10 ساله انجام شود مانند برنامه های اقتصادی کشور مالزی که در 2 برنامه 10 ساله اقتصادی منسجم و پویا اجرا شد و شکوفایی اقتصادی را برای این کشور به همراه آورد. مهم ترین نکته این است که برای موفقیت در اجرای این برنامه های اصلاحی نیازمند تغییر در سیاست های کلی هستیم و تا زمانی که این سیاست ها و دگرگونی های بنیادین انجام نشود و یا همسو و همراستا با برنامه های اقتصادی نباشد، طرح و برنامه های اقتصادی نیز موفقیت آمیز نخواهند بود.

 

گفت وگو: مولود غلامی

 

ارسال نظر

تازه ها