کد خبر 105930

حالا در تداوم روند نزولی بازار، این پرسش مهم مطرح می‌شود؛ چه تغییرات مثبتی در سال 99 رخ داده است که باید انتظار رشد شاخص را داشته باشیم، درحالی‌که از یک‌سو، هنوز نتیجه مذاکرات هسته‌ای مشخص نیست و ابهامات زیادی در این زمینه وجود دارد و سرمایه‌گذاران بازارهای مالی و پولی، تمامی این مولفه‌های تاثیرگذار را لحاظ می‌کنند. از سوی دیگر، نرخ دلار نیز تثیبت نشده است و متاثر از خبرهای برجامی و مذاکرات هسته‌ای تغییر می‌کند.

*دکتر پیمان مولوی، اقتصاددان و دبیر انجمن اقتصاددانان ایران

در  روزهایی که بازار سرمایه دچار رکود فرسایشی شده و اقتصاد کشور با ریسک‌های بسیاری مواجه است، چگونه و با کدام مولفه موثر و مثبت، می‌توانیم از بازار سهام انتظار سبز شدن شاخص و صعود را داشته باشیم؟ رشد بورس در سال 99 ناشی از وضعیت مطلوب اقتصادی نبود بلکه حرکت نقدینگی ناخودآگاه به سمت بورس کشیده شد و بازار سهام رشد کرد.

حالا در تداوم روند نزولی بازار، این پرسش مهم مطرح می‌شود؛ چه تغییرات مثبتی در سال 99 رخ داده است که باید انتظار رشد شاخص را داشته باشیم، درحالی‌که از یک‌سو، هنوز نتیجه مذاکرات هسته‌ای مشخص نیست و ابهامات زیادی در این زمینه وجود دارد و سرمایه‌گذاران بازارهای مالی و پولی، تمامی این مولفه‌های تاثیرگذار را لحاظ می‌کنند. از سوی دیگر، نرخ دلار نیز تثیبت نشده است و متاثر از خبرهای برجامی و مذاکرات هسته‌ای تغییر می‌کند.

بر همین اساس، فعالان بازار سهام که شاهد خروج متناوب حقیقی‌ها هم هستند، با درک شرایط و ابهامات موجود، کمی محتاطانه و به اصطلاح دست به عصا، حرکت می‌کنند. گرچه رویکرد تورمی سال 1400 بر ارزندگی برخی از سهم‌های بازار افزوده است، اما فعلا گزینه ارزندگی سهم در بازار مطرح نیست و چشم‌انداز نرخ دلار، گرانیگاه سرمایه‌گذاران بورسی است.

با این تفاسیر و تا زمانی‌که بانک مرکزی به‌دنبال اجرای سیاست‌های خودش باشد، وزارت اقتصاد هم درپی تامین مالی خودش، وزارت صنعت نیز دست از قیمت‌گذاری دستوری برندارد، اقتصاد کشور همچنان در چنبره انواع ریسک‌ها گرفتار می‌ماند و بازار سرمایه هم متاثر از آن، وضعیت بهتری نخواهد داشت.

کشور 83 میلیون نفری که هنوز نمی‌داند وضعیت نرخ ارز آن چگونه خواهد بود، تغییرات نرخ بهره تا چه زمانی با این اعداد و ارقام محاسبه خواهد شد و سناریوهایی از این دست بر آن حاکم باشد، بی‌اعتمادی نیز بر تمامی بازارهای مالی و پولی سایه خواهد افکند. ناگفته نماند که به این موارد، باید ابهامات برجامی را هم اضافه کنیم که با این حساب، ملغمه ای از ریسک‌ها بر اقتصاد کشور حاکم شده است.

در چنین شرایطی، دیگر مانند گذشته نمی‌توان بازار سرمایه را به صورت خطی بررسی و تحلیل کرد. یک زمانی عوامل تاثیرگذار بر روند بازار مشخص بود اما الان، ریسک‌ها به اوج رسیده‌اند و سرمایه‌گذاران نمی‌دانند که نرخ دلار روی 25 هزار تومان ثابت می‌ماند یا در سایه مذاکرات مثبت برجامی، کاهش می‌یابد و به 20 هزار تومان می‌رسد! بازارهای موازی نیز در شرایط مشابهی قرار دارند و تا کلید مذاکرات و انتخابات باز نشود، همین روند ادامه خواهد داشت.

به نظر من، نتیجه مذاکرات هسته‌ای بسیار مهم‌تر و تاثیرگذارتر از نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری است و در صورتی که مذاکرات به دستاوردهای مثبتی منتج شود، به سمت کاهش قیمت دلار خواهیم رفت، چه دولت بخواهد یا نخواهد! در هر دولتی، این نتیجه حاصل شود، روی قیمت دلار تاثیر می‌گذارد و رویکرد خریداران، کاهش تقاضا برای دلار خواهد بود که سناریوی بسیار مهمی محسوب می‌شود.

نتیجه این‌که، تمامی بازارها فعلا در تعلیق کامل به‌سر می‌برند و کسی به دنبال کسب سود در این بازارها نیست. نقدینگی هم به سمت صندوق‌های درآمد ثابت پارک می‌شود تا پس از نتایج مذاکرات، تعیین مسیر کند. برای بازار کریپتوها هم که داغ است، اگر اتفاقی نیفتد و محدودیت جهانی نداشته باشد، پتانسیل رشد را داراست. بازار سهام نیز همین روند کج‌دار و مریز را ادامه خواهد داد و به سمت رویکرد ذی‌نفعانه قبل از انتخابات، در حرکت است.

مصاحبه و تنظیم: مولود غلامی

 

 

ارسال نظر

تازه ها