کد خبر 36633

کشت فراسرزمینی نه تنها اتلاف منابع نیست، بلکه به معنای استفاده از خاک، آب و منابع دیگر سرزمین ها برای تامین امنیت غذایی داخل کشور بوده و دشمن وابستگی به عوامل بیگانه است.

photo_2019-01-08_09-47-58

مهندس علیرضا شیخانی 

دبیر انجمن کشت فراسرزمینی و رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق قم

 

شکی نیست که پروفسورکردوانی یکی از بزرگان کویرشناسی ایران هستند که آوازه شهرت وی در عرصه های بین المللی نیز پیچیده است. وجود این شخصیت ارزشمند برای علم کویرشناسی بسیار مفید و پرثمر بوده و هست. اما ایشان در یکی از مصاحبه های خود از اشتباه بودن کشت فراسرزمینی گفته و عنوان کرده که بردن تجهیزاتی مانند بذر، نهاده و غیره و نیز افراد تحصیلکرده به خارج از کشور، اتلاف منابع ملی است.

این در حالی است که ایشان در بسیاری از سخنرانی های خود به این نکته تاکید کرده که این کشور آب ندارد. خودشان می گویند که دعوت به سمینارها و کنفرانس های مربوط به آب برای سخنرانی را رد می کنند، زیرا ما اصلا منابع آب آنچنانی در اختیار نداریم تا بتوانیم در مورد آن برنامه ریزی یا مدیریت کنیم.

حال سوال اینجاست که باید برای تامین غذای 80 میلیون نفر ایرانی چه کنیم؟ آیا باید روز به روز به کشورهای بیگانه وابسته تر شویم و حتی نان خود را از آنها بخریم؟ مگر غیر از این است که احتیاج غذایی، بدترین نوع وابستگی محسوب می شود؟ وقتی از 600 دشت ایران، تقریبا اکثرشان دچار بحران خشکسالی هستند، وقتی بیشتر کارخانه های بزرگ فولادسازی در خشک ترین مناطق کشور دایر شده اند تا شیره زمین را بمکند و وقتی بارندگی سالانه به کمتر از 250 میلیمتر می رسد، چه تضمینی برای کشاورزی و تولید تمام محصولات خوراکی در داخل ایران وجود دارد؟

پروفسور کردوانی به چاه های غیرمجاز اشاره کرده که می تواند زمین های کشاورزی را سیراب کند. آری این شدنی است، اما به چه قیمتی؟ به قیمت نابود شدن منابع زیرزمینی؟ استفاده از این گونه چاه ها نه قانونی است نه شرعی. زیرا کنتوری برای اندازه مصرف آن وجود ندارد و از هیچ اصولی برای برداشت تبعیت نمی کند. همین می شود که منابعی مانند زاینده رود، دریاچه ارومیه، بسیاری از تالاب ها و غیره خشک می شوند.

گذشته از اینها تولید غلاتی مانند برنج، جو و ذرت در ایران به سختی صورت می گیرد. زیرا استعداد چندانی برای تولید آن دیده نمی شود. به جز مناطقی مانند دشت مغان یا کرمانشاه که تولید آنها هم در بهترین شرایط به بالای 6 تن در هکتار نمی رسد. به همین دلیل مجبوریم سالانه بین 3 تا 5 میلیون تن ذرت دانه ای تنها برای خوراک دام وارد کنیم. آیا خرید چنین محصولاتی از دلال ها و پر کردن جیب آنها از ارز داخل کشور، خروج منابع ملی تلقی نمی شود؟ چه کسی می تواند ادعا کند که این دلارها جزو منابع کشور نیستند؟ این در حالی است که در کشاورزی فراسرزمینی، با کمک استعدادهای داخل کشور که نتوانسته اند شغلی پیدا کنند، در زمین های حاصلخیز سرزمین های دیگر کشاورزی می کنیم. آن هم با استفاده از منابع آبی کشور هدف.

یکی از نمونه های بارز و موفق کشاورزی فراسرزمینی، کشور چین است که تقریبا بیشتر زمین های آفریقا را خریده است. نگارنده از نزدیک شاهد بوده است که آمریکایی ها با اجاره زمین های مکزیک، کشت وسیعی از توت فرنگی را رونق داده و محصول را به کشور خود وارد می کردند. بنابراین کشت فراسرزمینی نه تنها اتلاف منابع نیست، بلکه به معنای استفاده از خاک، آب و منابع دیگر سرزمین ها برای تامین امنیت غذایی داخل کشور بوده و دشمن وابستگی به عوامل بیگانه است.

 

ارسال نظر

تازه ها