کد خبر 92381

طبق اعلام اتحادیه اروپا کشورها باید 5 درصدی از تولیدات ناخالص خود را برای سیاست های افزایش جمعیتی تخصیص دهند.

به گزارش پایگاه خبری بااقتصاد، مریم اردبیلی کارشناس مسائل زنان و خانواده در پاسخ به این سؤال که از میان دو مقوله فرهنگ و اقتصاد کدامیک تاثیر بیشتری بر روی "فرزندآوری" خانواده‌ها دارند، اظهار کرد: جمعیت بحثی تک‌ساحتی و تک متغیره نیست و با فرمول‌های ساده نمی‌توان آن را حل کرد.

وی ادامه داد: البته در این حوزه، اقتصاد یک پیشران مهم است که در پژوهش‌های جهانی به اثبات رسیده است اما این بُعد، یک طرف قضیه بوده و تنها پیشران موثر بر مقوله جمعیت نیست زیرا اگر اقتصاد تنها دلیل و متغیر موثر باشد باید طبقات مرفه اجتماع، تعداد فرزندان بیشتری می‌داشتند که ندارند! در اینجا پیشران مهم "فرهنگ" مطرح می‌شود؛ فرهنگ، مقوله‌ای زیرساختی است که حتی بر روی اقتصاد تأثیرگذار است.

این کارشناس مسائل زنان و خانواده متذکر شد: اگر بحث رکود اقتصادی وجود نداشته باشد، تأثیر مثبتی در جامعه خواهد داشت البته قسمت عمده این تأثیر متوجه زوجینی است که ازدواج کردند و قصد فرزند‌آوری دارند؛ در واقع شرایط اقتصادی برای محقق شدن تعداد فرزندان موردنظر خانواده‌ها، یاری‌کننده است اما اگر پیشران اقتصادی تأمین نباشد، در این رابطه با خلل روبه‌رو خواهیم بود به عبارتی هزینه‌ها و ناپایداری شرایط اقتصادی، خانواده‌ها را از فرزند‌آوری منصرف می‌کند.

اردبیلی خاطرنشان کرد: با این توضیح، فرهنگ در اولویت نخست تاثیرگذاری قرار دارد؛ زیرا اولاً سبک زندگی، اینکه ما کی ازدواج می‌کنیم و چند فرزند می‌خواهیم،‌کاملاًٌ به فرهنگ مربوط است؛ دوماً حتی نیازهای اقتصادی ما و احساس فقر نیز کاملا فرهنگی است؛ یک بخش از موضوع فقر، اقتصادی است اما مسئله "احساس فقر" مقوله‌ای کاملاً فرهنگی است! گاهی خانواده‌هایی از نظر اقتصادی در سطح بالاتر از متوسط قرار دارند اما احساس فقر می‌کنند؛ احساس عدم قناء، احساس بدبختی و احساس بیچارگی از این قبیل است.

وی افزود: از طرفی بازنمایی‌های رسانه‌‌ها و شبکه‌های اجتماعی از زندگی سلبریتی‌ها و افراد مشهور و انعکاس تجمل‌گرایی‌ها، مدل‌های سبک زندگی و تفریحی، به جامعه القاء می‌کند که برای خوشبختی باید چنین سبک زندگی را داشته باشیم! این مسائل شرایط را تغییر می‌دهند؛ فردی که تا دیروز از این خوشحال بود که مخارج خانواده‌اش تأمین است به یکباره دچار توهم می‌شود که اگر مسافرت خارج از کشور نداشته باشد بدبخت است! یا اگر با فلان هزینه میلیاردی نتواند جشن عروسی خود را برگزار کند، بیچاره است!

این آینده‌پژوه حوزه جمعیت تصریح کرد: در این جا بحث فرهنگ اهمیت پیدا می‌کند البته نباید فراموش کنیم که فرهنگ و اقتصاد دو مقوله در هم تنیده‌اند؛ نگاه سیستماتیک، ما را از نگاه تک‌متغیره دور می‌کند؛ در نگاه سیاستگذار نباید واقعیت‌های جامعه انکار شود؛ بخشی مهمی از مردم دغدغه‌های اقتصادی دارند و برای بهبود فرزند‌آوری باید هر دو زمینه فرهنگ و اقتصاد با هم بهبود پیدا کنند یعنی باید فرهنگی ایجاد کنیم که در آن فرزندآوری یک ارزش است و در کنار آن سیاست‌های مشوق اقتصادی هم به کمک بیایند؛‌ به عبارتی شرایط به سمتی برود که اگر کسی صاحب فرزند شد، سختی زیادی متحمل نشود؛ این مسئله گاهی اوقات راه حل‌های ساده‌ای دارد!

اردبیلی ادامه داد: اگر به خانواده‌ها بگوییم که مثلاً نگران بخشی از مخارج فرزند سوم خود نباشند، خانواده‌ها برای فرزندآوری آرامش پیدا می‌کنند؛ برخی از کشورها نیز هزینه‌ها را به تاخیر می‌اندازند، مثلا در سنگاپور اعلام کردند که اگر امسال خانواده‌ای فرزند سومش را به دنیا بیاورد، هزینه‌های دانشگاه آن فرزند، رایگان خواهد بود یا مثلاً در صورت تولد فرزند چهارم، هزینه‌ای برای مسکن به آنها پرداخت می‌شود.

این پزشک و مادر 5 فرزند یادآور شد: ما در زمینه کاهش نرخ باروری در جهان، رکورددار هستیم! و طی یک دهه از نرخ باروری بالای 6 به حدود 1.8 رسیده‌ایم؛ در دو دهه اخیر، نرخ باروری ما به زیر حد جانشینی رسیده است! کشورهای جهان در این زمینه با هم تفاوتی ندارند اگر هر کشوری اعم از اروپایی، آمریکایی و آسیایی احساس کند که نرخ باروری‌اش، حد جانشینی را میسر نمی‌کند، به سراغ سیاست‌های مشوق افزایش جمعیت می‌رود البته همه آنها موفق نیستند! سیاست‌های حمایتی به دو نوع مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می‌شوند.

وی افزود: سیاست‌های مشوق مستقیم در کشورهای زیادی اعمال شده است؛ این سیاست‌ها مستقیماً مسئله تولد فرزند را مورد هدف قرار می‌دهند؛ جالب است مطالعات تطبیقی نشان داده‌اند در کشورهایی که سال‌هاست این سیاست‌ها اجرا می‌شود، سیاست‌های غیرمستقیم اثر بیشتری داشته است! منظور از سیاست‌های غیرمستقیم، تامین زیرساخت‌هایی است که به خانواده‌‌ها برای فرزندآوری کمک می‌کند؛ مثلاً سیاست‌های حمایت از خانواده، ازدواج، زوج‌های جوان، انعطاف در محیط کار مثل دورکاری و مرخصی‌های تحصیلی از این قبیل‌ هستند؛ پکیج سیاست‌های حمایت از خانواده، دو تأثیر جدی دارند؛ یکی اینکه سرمایه اجتماعی افزایش می‌یابد به این این معنی که مردم احساس می‌کنند دولت از خانواده آنها حمایت می‌کند، این مورد تأثیر زیادی بر فرزندآوری دارد و البته با بار مالی برای حاکمیت همراه است؛ کشورهای اروپایی که توانسته‌اند حد جایگزینی خود را حفظ کنند (حدود 2) چند دهه سیاست‌های حمایت از خانواده‌ها را اعمال کرده‌اند.

این کارشناس مسائل زنان و خانواده یادآور شد: دومین تاثیر، استمرار و طولانی مدت بودن اجرای این سیاست‌هاست؛ بحث فرزند‌آوری قابل تشبیه به سرمایه‌گذاری بلندمدت در اقتصاد است؛ باید مردم از ثبات شرایط مطمئن شوند، وگرنه فرزندآوری را به تاخیر می‌اندازند یا کلاً از آن منصرف می‌شوند؛ بعضی از کشورهای اروپایی مانند فرانسه، طرح‌های حمایت از خانواده را حدود 5 دهه اجرا کردند تا اینکه در حال حاضر به نرخ باروری نزدیک به 2 رسیده‌اند؛ در حالی که نرخ اشتغال زنان در آن کشورها نیز بالاست! اتحادیه اروپا به طور متوسط حدود 4 یا 5 درصد از GDP (تولید ناخالص ملی) خود را صرف موضوع جمعیت می‌کند؛ اما در کشور ما، بعد از دو دهه باید برخی را تازه از خواب غفلت بیدار کنیم که لااقل سیاستهای ضدجمعیتی را اعمال نکنند!/تسنیم

 

ارسال نظر

تازه ها