کد خبر 21711

بااقتصاد گزارش می دهد

شدت عمل آمریکا نسبت به ایران در مقایسه دوران ابتدایی کاهش پیدا کرده است و اخیرا سه مقام مهم آمریکایی یعنی ترامپ، جان بولتون و مایک پمپئو تلاش بسیاری می کنند تا بتوانند ایران را پای میز مذاکره بیاورند و این در حالی است که پیش از این آنها از اقدامات قاطع ایالات متحده علیه ایران سخن می گفتند. حال پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا لحن آمریکا نسبت به ایران در مقایسه با گذشته نرم تر شده است؟ آیا ترامپ از این تغییر لحن اهدافی استراتژیک را دنبال می کند؟ آیا خطری او را تهدید می کند که اصرار بر مذاکره دارد؟

به گزارش پایگاه خبری بااقتصاد، تحریم های آمریکا امروز همزمان با اجرای سیاست های جدید ارزی دولت اعمال می شود و این در حالی است که بازار کالاهای سرمایه ای همگی نسبت به سیاست ارزی جدید دولت واکنش نشان دادند و روند نزولی سریعی را تجربه کردند.

قیمت دلار که حتی قیمت های بالای 12 هزار تومان را تجربه کرده بود اکنون تا مرز 9 هزار تومان پایین آمده و سکه نیز که بالای 4 میلیون تومان قرار گرفته بود اکنون در آستانه 3 میلیون تومان است. همچنین بسیاری از کالاها در بازار به واسطه سیاست ارزی جدید دولت که مهمترین بخش آن آزاد شدن نرخ دلار بود با درصدهای مختلفی کاهش یافتند.

در حال حاضر تحریم های آمریکا اجرایی شده اند و در مرحله اول این تحریم ها بازار مالی ایران به ویژه فعالیت های بانک مرکزی هدف قرار گرفته است که شامل ممنوعیت هرگونه معامله ریالی و دلاری در بازارهای خارج از ایران است. اما قیمت دلار و سکه و طلا هنوز نسبت به این تحریم ها واکنش نشان نداده اند.

دونالد ترامپ، جان بولتون و مایک پمپئو از ایران خواسته اند که پای میز مذاکره بیاید و سخن گفتن درباره موارد درخواستی ایالات متحده را آغاز کند اما حسن روحانی در برنامه دیشب تلویزیونی خود که با مردم سخن می گفت به صورت قاطع پیشنهاد مذاکره را رد نکرد اما از آمریکا خواست که غرامت ها در ازای هزینه های تحمیلی به ملت ایران از سال 32 را پرداخت کند تا ایران نیز پای میز مذاکره حاضر شود.

البته ترامپ، پمپئو و بولتون اگر چه از ایران خواسته اند پای میز مذاکره بیاید اما خواسته های آنها از ایران خواسته هایی حداکثری است که می تواند در چهارچوب شروط 12 گانه ای تعبیر شود که چندی پیش مایک پمپئو در اندیشکده بنیاد هریتیج علیه ایران اعلام کرد.

اما آنچه که در این حین جالب توجه است اصرار مقامات آمریکایی بر مذاکره با ایران است و ممکن است این سؤال مطرح شود که چه عاملی باعث شده است که تغییر محسوسی در رفتار آمریکا نسبت به ایران دیده شود؟ مقامات آمریکایی به ویژه این سه نفر در حالی اخیرا با اصرار از ایران می خواهند پای میز مذاکره بیاید که پیش از این رفتار بسیار سخت گیرانه تری نسبت به ایران داشتند و از اقدامات قاطع علیه ایران سخن گفتند. در اینجا می توان چند دلیل را برای این تغییر رفتار آمریکا بر شمرد:

  1. نفت: یکی از مهمترین عواملی که باعث تغییر رفتار آمریکا نسبت به ایران شده است مسئله نفت و بالارفتن قیمت آن در ماههای اخیر است. آمریکا برای اینکه بتواند با کمترین هزینه تمامی تحریم ها را علیه ایران به اجرا در بیاورد می بایست متحدان منطقه ای خود را راضی کند تا در صورت تحریم ایران از افزایش قیمت نفت جلوگیری کند و بهترین گزینه برای این امر عربستان سعودی بود. دونالد ترامپ بارها به صورت مستقیم که حتی بعضی کارشناسان آن را دخالت در ساز و کار اوپک می دانستند از عربستان سعودی خواست که تولید نفت خود را افزایش دهد با این استدلال که قیمت نفت اکنون بالاست و اوپک باید تولید خود را افزایش دهد. عربستان پذیرفت و ایران در ابتدا مقاومت کرد اما سرانجام با یک سازوکاری که ایران از آن متضرر نشود وارد مذاکره شد و صورت جلسه اوپک مبنی بر افزایش محدود تولید نفت به همراه روسیه را پذیرفت. اما افزایش تولید باز هم بر قیمت نفت اثرگذار نبود لذا آمریکا باز هم فشار وارد کرد اما عربستان دیگر توان افزایش تولید خود را ندارد و بر همین اساس این پالس به آمریکا صادر شد که تحریم ایران می‌تواند منجر به افزایش قیمت نفت شود و هزینه های زندگی در کشورهای اروپایی و آمریکا را افزایش دهد.
  2. شکاف عمیق آمریکا و اروپا: جنگ تجاری آمریکا با اروپا که با خروج از برجام شدت بیشتری گرفت می‌تواند یکی از عوامل تأثیرگذار تغییر لحن آمریکا نسبت به ایران باشد. آمریکا چندی پیش با اعلام اعمال تعرفه بر دو فلز فولاد و آلومینیوم جنگ تجاری خود با اروپا را آغاز کرد و با خروج از برجام این شکاف سویه سیاسی نیز به خود گرفت. اروپا که از خروج آمریکا از یک توافق بین المللی سخت خشمگین بود تلاش کرده است تا به تعهد خود نسبت به ایران پایبند بماند و در این راستا تلاش هایی را انجام داد که بتواند آمریکا را راضی کند که همچنان در توافق بماند اما در این امر ناکام ماند. از طرف دیگر آمریکا نیز از اروپا خواست که از او دنباله‌روی کند و از برجام خارج شود اما اروپا خودداری کرد و از خود مقاومت نشان داد. در همین راستا مایک پمپئو تلاش های بسیاری را انجام داد که بتواند اروپا را با خود علیه ایران همراه سازد که این امر نیز موفقیت آمیز نبود اگر چه بسیاری از شرکت های اروپایی که مراودات تجاری با آمریکا داشتند از ایران خارج شدند. لذا شکاف بین آمریکا و اروپا در نتیجه خروج از برجام تشدید شده است و به همین دلیل با توجه به قرار گرفتن جهانیان علیه ترامپ این کشور همچنین سایه ترس از انزوا را حس می کند به ویژه بعد از اینکه شکاف ها با اروپا بعد از برجام تقویت پیدا کرد. این ترس احتمالا یکی از مواردی است که آمریکا را واداشته که بتواند از طریق کشاندن ایران پای میز مذاکره دوباره بتواند اروپا را با خود همراه کند.
  3. شکاف ایالات متحده با چین روسیه: دو کشور چین و روسیه که از سال ها قبل تلاش ها برای به زیر کشیدن سلطه پترودلار را آغاز کرده اند از جمله کشورهایی هستند که رابطه نزدیکی با ایران دارند و به راحتی از تحریم‌های آمریکا علیه ایران تبعیت نمی کنند به ویژه اینکه بسیاری از کالرشناسان بین المللی از شرایط کنونی وضعیت بین الملل تحت عنوان سرد جدید یاد می کنند. روسیه در نبرد سوریه همراه با ایران تقابل تمام عیاری با آمریکا داشت که همین امر باعث اتحاد بیشتر ایران و روسیه در موضوع سوریه شد. ایران حتی در این راستا یکی از پایگاه های خود را در اختیار روسیه قرار داد. چین نیز که از اعمال تعرفه بر فولاد و جنگ تجاری تمام عیاری که ترامپ براه انداخته است دل خوشی ندارد و در تقابل با تعرفه های ترامپ بسیاری از کالاهای آمریکایی را مشمول تعرفه قرار داده و از طرف دیگر رابطه اقتصادی استراتژیکی با ایران دارد، خواسته ترامپ مبنی بر تحریم ایران را نپذیرفته است و برعکس تلاش دارد تا بتواند سرمایه گذاری های نفتی را نیز در پارس جنوبی به جای توتال انجام دهد. همچنین با توجه به اعمال تعرفه ها بر کالاهای امریکایی احتمال دارد که ایران یکی از کشورهایی باشد که بتواند جایگزینی برای واردات کالاها در بعضی اقلام مورد نظر باشد. لذا تقابل ترامپ در موضوع ایران نه تنها با اروپا بلکه حتی با دو کشور چین و روسیه نیز شدت پیدا کرده است که این نیز می تواند دلیلی باشد بر نرم تر شدن لحن ترامپ در برابر ایران.
  4. یکی انگاشتن ایران و کره شمالی: ترامپ توانسته است در دوران ریاست خود با کیم جونگ اون رهبر کره شمالی مذاکره کند و او را به خلع سلاح هسته‌ای راضی کندف چیزی که در ابتدای امر با توجه به شدت عمل ترامپ بعید به نظر می رسید. لذا دونالد ترامپ فکر می کند که از این حربه می تواند علیه ایران استفاده کند و این کشور را به پذیرش خواسته هایش وادار کند.
  5. سیاست داخلی و تلاش برای شکست دموکرات ها در انتخابات میان دوره ای: یکی از مسائلی که پیش روی دونالد ترامپ قرار دارد انتخابات میان دوره کنگره آمریکاست که برای او بسیار حیاتی است چرا که او بارها گفته است که برای اجرای سیاست هایش نیاز به حداکثر نمایندگان در دو مجلس سنا و نمایندگان دارد. اگر چه او هم اکنون این اکثریت را دارد اما این اکثریت شکننده است و تنها با عدم رأی یک نماینده به سیاست هایش نمی تواند طرح مورد نظر خود را اجرایی کند. مذاکره با ایران آن هم بعد از خروج یکجانبه از برجام و توافق حول مسائل گسترده تری نسبت به برجام باراک اوباما می تواند محبوبیت او را بیش از پیش در جامعه آمریکا افزایش دهد و در انتخابات پیروز شود.
  6. قدرتمند شدن ایران در منطقه و محافظت از اسرائیل: ایران در منطقه با کنترل بشار اسد بر مناطق از دست رفته او در سوریه، اکنون قدرتمندتر شده است و به همین دلیل اکنون آمریکا بهترین راه محافظت از اسرائیل را وادار کردن ایران به مذاکره برای عقب نشینی از سوریه می داند. قطعا وقتی ترامپ صحبت از مذاکره می کند و با توجه به خواسته های حداکثری او از ایران، مسئله سوریه یکی از اولویت های اوست چرا که او برجام را نه به خاطر مسائل هسته‌ای بلکه به دلیل قدرتمند شدن ایران در منطقه پاره کرد. شاید اکنون تنها راهی که ترامپ (با وجود دفاع روسیه از حضور ایران در سوریه) برای عقب کشاندن ایران از سوریه و مرزهای اسرائیل در نظر دارد، مذاکره با این کشور و احتمالا در ازای لغو تحریم ها خواهد بود.  

 

ارسال نظر

تازه ها