کد خبر 13923

وضعیت بیکاری در مملکت ترامپ

وزارت کار آمریکا اواخر هفته گذشته، نرخ بیکاری در آمریکا را اعلام کرد که بر اساس آن نرخ بیکاری در ماه آوریل به زیر 4 درصد رسید و آمار حکایت از این دارد که اکنون نرخ بیکاری در آمریکا 3.9 درصد است.

یکی از شعارهای انتخاباتی ترامپ ایجاد شغل در آمریکا و کاهش نرخ بیکاری است و در راستای این شعار از بسیاری پیمان‌های چندجانبه خارج شد و آنها را به ضرر آمریکا دانست که باعث خروج سرمایه از آمریکا می‌شوند. ترامپ همچنین کسی را به عنوان ریاست فدرال رزرو برگزید که سیاست اصلی او مانند ترامپ اشتغال است و رئیس جمهور ایالات متحده در انتخاب جروم پاول به ریاست این نهاد عظیم مالی تردیدی به خود راه نداد.

آمارها از نرخ بیکاری در آمریکا

وزارت کار آمریکا در حالی آمارهای مربوط به نرخ بیکاری را اعلام کرد که تحلیلگران اقتصاد کلان انتظار آماری بهتر از این را داشتند. در ماه آوریل طبق میزان اعلام شده ازسوی وزارت کار حدود 164 هزار نفر وارد بازار کار شده‌اند در حالی که پیش‌بینی‌ها از ایجاد شغل در آمریکا حدود 189 هزار نفر بود. اما این رقم بسیار بهتر از آمار مربوط به ماه پیش از آوریل است که میزان اعلام شده وزارت کار برای آن ماه حدود 135 هزار نفر بود و این در حالی است که در آوریل سال گذشته تعداد کسانی که جذب بازار کار شدند، حدود 175 هزار نفر بود.

نرخ بیکاری اکنون 3.9 درصد اعلام شده است که حدود 2/0 درصد از ماه مارس و حدود 5/0 درصد از مدت مشابه سال گذشته پایین‌تر است که نشان‌دهنده کاهش بیشتر نرخ بیکاری در ایالات متحده است. نرخ مشارکت کار طبق آمارهای وزارت کار آمریکا در ماه آوریل حدود 62.8 درصد بوده است که 1/0 درصد کمتر از مدت مشابه سال گذشته و نیز 1/0 درصد پایین‌تر از ماه مارس برآورد شده است.

اعلام نرخ بیکاری 3.9 درصد در 17 سال اخیر بی‌سابقه بوده است یعنی آخرین باری که ایالات متحده چنین نرخی را تجربه کرده است، مربوط به سال 2001 است، یعنی مدت کوتاهی پس از سقوط سهام شرکت‌های اطلاعاتی و شیفت حباب روی بخش مسکن. در واقع رونق بازار مسکن در ایالات متحده در آن زمان عامل اصلی کاهش نرخ بیکاری بود. 

جهان 1

نمودار بالا نشان می‌دهد که پیش از سال 2001 در سال 1969  نیز ایالات متحده نرخ بیکاری پایینی را تجربه کرده است و پیش از آن در سال‌های بین 1955 تا 1957 نیز نرخ بیکاری پایین‌تر از 3.9 درصد را گذرانده است و سپس در سال‌ 1953 نرخ بیکاری 2.2 درصد را نیز تجربه کرده است.

اما در این راستا نرخ دستمزد با روندی آهسته‌تر از کاهش نرخ بیکاری افزایش یافته است. یعنی در حالی که در سال 2010 نرخ بیکاری حدود 10 درصد بود در آن سال نرخ افزایش دستمزد زیر 2 درصد بود و از آنجا‌ که از سال 2010 تا سال 2018 نرخ بیکاری در ایالات متحده حدود 6 درصد کاهش یافته است نرخ دستمزد در طی این مدت از 2 درصد به 2.6 درصد افزایش یافته است.

جهان 2

بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که نرخ دستمزدها در ایالات متحده از آغاز دوران نئولیبرالیسم یعنی دهه 1980 تاکنون تقریبا ثابت مانده است و با توجه به سیاست‌های انعطاف در بازار کار و همچنین آزادسازی جریان ورود و خروج سرمایه، نرخ دستمزدها افزایش محسوسی نداشته است.

در دوران ترامپ نیز با اینکه آمارهای ورود به بازار کار رو به بهبود بوده است اما دریافتی در قبال دستمزد افزایش محسوسی نداشته است و میانگین دریافتی‌ها از سال 2014 تاکنون رو به کاهش بوده است. 

کاهش نرخ بیکاری در ماه گذشته در نتیجه رویه انقباضی در نیروی کار رخ داده است و نرخ ورود به بازار کار اکنون در یک سطح تاریخی قرار دارد. در 60 سال اخیر در ایالات متحده تنها یک دوره بوده که نرخ بیکاری زیر 4 درصد بوده و آن هم اواخر دهه 1960 بوده است.

«کارتین باررا» اقتصاددان ارشد و متخصص نیروی کار می‌گوید هنوز بسیار زود است که در مورد رشد بیش از حد اقتصاد ایالات متحده صحبت کنیم. نرخ ورود به بازار کار در سال 2001  قبل از ترکیدن حباب «دات کام» بالاتر از زمان کنونی بود و در آن سال‌ها هم با اینکه نرخ بهره‌وری افزایش بسیار زیادی از دهه 1980 به بعد در نتیجه انعطاف در بازارهای کار پیدا کرده بود اما نرخ رشد دستمزدها نیز روال ثابتی داشت.

جنگ تجاری ترامپ و تاثیر آن بر نرخ بیکاری

جنگ تجاری کنونی که آغازگر آن دونالد ترامپ است با اعمال تعرفه‌ها بر واردات آلومینیوم و فولاد و به تبع آن اعمال تعرفه‌ بر برخی کالاهای چینی آغاز شد. بسیاری از کارشناسان در داخل ایالات متحده بر این عقیده‌اند که این تعرفه‌ها باعث افزایش بیکاری در آمریکا خواهند شد. اول اینکه اعمال تعرفه‌ها باعث بالارفتن قیمت کالاهایی خواهد شد که متکی به این دو فلز هستند و بالا رفتن قیمت‌ها بسیاری از مشاغل را تحت تاثیر قرار خواهد داد. اما اعمال تعرفه‌ بر کالاهای چینی تاثیر به مراتب بدتری بر اقتصاد ایالات متحده خواهد گذاشت. چرا که چین متقابلا تعرفه‌هایی به میزان 150 میلیارد دلار بر کالاهای آمریکایی اعمال کرده است. تفاوت بین تعرفه‌های آمریکا و چین در این است که تعرفه‌های اعمال شده از جانب آمریکا عموما شامل کالاهایی می‌شود که تأثیر چندانی بر اقتصاد چین ندارند اما برعکس تعرفه‌های اعمال شده توسط چین کالاهای اساسی صادراتی آمریکا را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد. تعرفه‌های چین بر کالاهایی از قبیل سویا، بخش خودرو و نیز محصولات شیمیایی وضع شده اما هنوز اجرایی نشده است. بدون شک به خطر انداختن صادرات چنین کالاهایی مشاغل را در آمریکا، به ویژه مشاغل موجود در شرکت‌های کوچک و بعضا خانگی‌ را متاثر خواهد کرد و چه بسا در صورت اجرایی شدن بسیاری از آنها تعطیل خواهند شد و باعث افزایش نرخ بیکاری شوند. به همین دلیل است که آمریکا فعلا از این تصمیم خود کوتاه آمده و مذاکرات تجاری جدیدی را با چین آغاز کرده است.

از طرف دیگر با توجه به تعلیق تعرفه‌ها برای بسیاری کشورها و نیز تعلیق یک ماهه آنها برای کشورهای اروپایی به این زودی نمی‌توان با قطعیت درباره تعرفه‌ فلزات و تاثیر آن بر اقتصاد داخلی ایالات متحده قضاوت کرد.

پل کروگمن: آینده ناامیدکننده است

بدون تردید پل کروگمن یکی از شاخص‌ترین اقتصاددانان دنیا و از جمله منتقدان جدی دونالد ترامپ محسوب می‌شود. کروگمن ضمن تایید اینکه نرخ بیکاری در آمریکا در حال کاهش است اما آن را دستاورد دونالد ترامپ نمی‌داند. او بر این عقیده است که افزایش نرخ مشارکت در بازار کار و به تبع آن افزایش قدرت چانه‌زنی کارگران نه ناشی از سیاست‌های ترامپ بلکه روندی است که از قبل از او آغاز شده است. کروگمن مهمترین دلیل کاهش نرخ بیکاری را کاهش شدید نرخ بهره می‌داند و عقیده دارد که سیاست‌های جنت یلن در مدیریت نرخ بهره مهمترین عاملی است که روند ورود به بازار کار را توضیح می‌دهد. به واقع او ترامپ را وارث سیاست‌های اوباما می‌داند و روند کاهش نرخ بیکاری از زمان اوباما شروع به پایین آمدن کرده بود.

از طرفی کروگمن اگرچه کاهش نرخ بیکاری را تایید می‌کند اما بر این عقیده است که آمارهای وزارت کار آمریکا نشان می‌دهند که نرخ بهره‌وری کار تغییری نداشته است و این امر در آینده اقتصاد کشور را با چالش جدی مواجه خواهد کرد.

کروگمن چندان به آینده خوش‌بین نیست و عقیده دارد سه فاکتور اساسی وجود دارد که آینده را تیره و تار می‌کند. اولین مورد بازنشسته شدن جوانان بین دهه 1950 تا 1980  است که اکنون در بازار کار حضور دارند و در آینده این نسل بازنشسته خواهد شد، دومین دلیل او افزایش سن کارگران در آینده و خروج از بازار کار و سومین فاکتور عدم رشد بهره‌وری نیروی کار است که تاکنون بسیار ناامیدکننده بوده است. کروگمن می‌گوید رشد اقتصادی آینده در ایالات متحده ناشی از ورود افراد به بازار کار نخواهد بود، بلکه عوامل دیگری از قبیل نرخ بهره‌وری یعنی افزایش میزان بروندادهای کاری در یک زمان مشخص است که رشد اقتصادی را تعیین می‌کند. بنابراین او می‌گوید اگرچه اکنون روند نرخ بیکاری نزولی و نزدیک به اشتغال کامل است اما در آینده چنین نخواهد بود.

همچنین او به چرخه‌های تجاری اشاره می‌کند که در فواصل مشخصی در اقتصاد ایالات متحده آشکار می‌شوند. به عنوان مثال او می‌گوید در زمان جیمی کارتر در مقطعی چندساله ایالات متحده رشد 5 درصد را تجربه کرد و سپس برای مدتی دوباره اقتصاد به ورطه رکود افتاد. به همین دلیل او می‌گوید که رشد اقتصادی دونالد ترامپ در نتیجه چرخه‌های تجاری است که هر چند سال یکبار در اقتصاد آمریکا شکل می‌گیرد نه اینکه این امر ناشی از سیاست‌های مستقیم ترامپ باشد.

ارسال نظر

تازه ها