کد خبر 97641

بورس قربانی برخی تحلیل‌های نادرست

سنسورهای بازار نسبت به اتفاق‌های بینادی و تکنیکالی واکنش نشان نمی‌دهند! بازار را تنها نقدینگی و پول به ثبات می‌رساند و پول باید در نقش خریدار وارد بازار شود و دست‌کم یک هفته در بازار بماند تا احساس آرامش حاکم شود.

 

دکتر هاتف سیدپور، مدرس و مشاور سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی

بازار در بی‌تحلیل‌ترین وضعیت ممکن قرار دارد و تحلیل‌بردار نیست. برخی معتقدند این کنش و واکنش‌ها در قبال انتخابات امریکاست و برخی منتظر انتخاب جو بایدن و عده‌ای دیگر هم در انتظار پیروزی ترامپ هستند. اگر این نظریه درست باشد، بازار سرمایه به آن بیش‌واکنشی نشان داده است در حالی که شرکت‌ها گزارش‌های خوبی را منتشر کرده‌اند و نسبت به چند ماه پیش وضعیت بهتری دارند و این همه ریزش و افت، منطقی نیست.

صندوق پالایش یکم نمونه کاملی از اتفاق‌های بازار است. برخلاف تمام تحلیل‌ها و الگوهای بازار، عرضه آن که با اختلاف مدیریتی آغاز شد، همچنان بیش‌ترین فشار فروش را بر بازار اعمال می‌کند. بازار بی‌تحلیل شده است و هیچ معیاری برای فهم بازار چه از نظر تکنیکال و یا فاندامنتال وجود ندارد. در این وضعیت تنها دولت می‌تواند حمایت کند و از کسی کاری برنمی‌آید.

البته فراموش نکنیم که بازار سرمایه به نوعی قربانی تحلیل‌های غلط هم شده است و در ماه‌های گذشته برخی از تحلیلگران صاحب رسانه، در بوق کرنا دمیدند که برای بازار سرمایه تنها گزینه ترامپ مناسب است و با بالا رفتن نرخ ارز و غیره شاخص به روند صعودی ادامه می‌دهد. این تحلیل‌های غلط روی بازار فشار آورده و همه در صف فروش قرار گرفته‌اند چون احتمال انتخاب بایدن شدت گرفته است! در نتیجه، آثار این تحلیل غلط را بر بازار سرمایه به‌خوبی مشاهده می‌کنیم.

دولت سهام پالایش یکم را با 30 درصد تخفیف عرضه کرده و حالا حدود 10 تا 15 درصد منفی خورده است! به نظر می‌رسد دولت در این زمینه قافیه را باخته است و متوجه عملکردش نیست. این عملکرد نادرست دولت، ارتباطی به رفتار مردم و سهامداران عادی ندارد.

به بیانی ساده‌تر، دولت دارایی خودش را در پالایش یکم به قیمت 5 میلیون تومان فروخته و اکنون به حدود 4 میلیون تومان رسیده است! فهم این موضوع برای بازار هم قابل پذیرش و توجیه نیست. سهامدار عمده این سهم‌ها دولت محترم است که به قیمت بالا فروخته و در یک مقطع 10 هزار میلیارد تومان و در برهه‌ زمانی دیگر، 14 هزار میلیارد تومان در قالب صندوق عرضه کرده است. 4 نمادی که 24 هزار میلیارد تومان فروخته‌ شدند اما سهامدار عمده حاضر نیست2000 میلیارد تومان برای جمع کردن همین سهم‌ها بازار را حمایت کند تا مردم بیش از این زیان ندهند! از دولت انتظار رفتار عقلانی در بازار داریم.

این اتفاق در تاریخ بورس حتی در شرایط جنگی هم کم‌سابقه و حتی بی‌سابقه است. بازارهای مالی همواره از رفتار جمعی متاثر می‌شوند و لیدرهای بازار، کل بازار را زیر تاثیر رفتار هیجانی خود قرار می‌دهند و این قاعده بازار است.

در شرایط کنونی، اگر لیدرهای بازار مانند: فولاد، خودرو، پالایش یکم و بانک ملت به درستی حمایت شوند، بازار به خوبی جمع می‌شود و به تعادل می‌رسد. بنابراین، بازار قابل جمع کردن است و مبلغ 300 تا 400 میلیارد تومان در بازاری که روزی 20 تا 30 هزار میلیارد تومان معامله انجام می‌شد، عدد قابل توجهی نیست. برای نمونه، شپنا دو هفته پیش و زمان گشایش نماد، در یک روز 600 میلیارد تومان معامله شد!

بازار سال‌های 97 و 95 و غیره را هم دیده و چنین اتفاق‌هایی که یکپارچه 90 درصد سهم‌ها در 3 ماه اول صعودی باشند و سپس در 3 ماه میانی سال مدام ریزش کنند را به خود ندیده است. این در تاریخ بورس بی‌سابقه است و بعد از جنگ، نمونه آن را نداریم.

برخی روند کنونی بازار را با سال 92 مقایسه می‌کنند، درحالی که چنین نیست و در سال 92 بازار نزولی شد اما آرام آرام ریزش کرد و اجازه نقد شدن به سهامداران می‌داد، اما این روزها از ساعت 8 صبح 40 تا 50 میلیون سهم صف فروش تشکیل می‌دهند و به اصطلاح در فروش سرخطی می‌زنند! چنین روندی در بورس مسبوق به سابقه نیست و ناشی از دخالت دولت در بازار است.

اکنون بازار سرمایه نیاز به حمایت جدی دولت دارد و با تعارف و دست دست کردن و صدور چند بخش‌نامه و دستورالعمل نمی‌توان آن را جمع کرد. صدور چند دستورالعمل و مصوبه برای برگرداندن بازار، بیش‌تر شبیه یک شوخی است و عقلانیت بازاری وجود ندارد. وضعیت به جایی رسیده است که سنسورهای بازار نسبت به هیچ اتفاق بینادی و تکنیکالی واکنش نشان نمی‌دهند و اصلا کار نمی‌کنند!

بازار را تنها نقدینگی و پول به ثبات می‌رساند و سر پا نگه می‌دارد. پول باید در نقش خریدار وارد بازار شود و دست‌کم یک هفته در بازار بماند تا احساس آرامش حاکم شود و کسانی که رفتنی هستند، بروند و سهامداران واقعی بمانند. در غیر این‌صورت این بازی «یک روز حمایت و چند روز منفی»، بسیار خطرناک است و بازار را وارد دوره فرسایشی می‌کند.

کسانی که متولی بازار سرمایه هستند باید اقدامات درست و به‌موقع انجام دهند و به‌جای این‌که همه وقت و انرژی‌شان را صرف بستن کانال‌ها و تحلیلگران کنند، برای آموزش مردم اختصاص دهند. البته این مساله جزو وظایف اصلی روابط عمومی سازمان بورس است که به بخش آموزش بیش‌تر اهمیت بدهند و به مسئولیت‌شان پایبند باشند.

مشکل مردم سیگنال و کانال‌های سیگنال‌دهی نیست. مردمی که آموزش ببینند خودشان می‌توانند درست و نادرست را تشخیص دهند و جذب کانال‌های غیر مجاز نشوند و به درستی معامله‌گری کنند. انتظار اهالی بازار از مدیران و مسئولان این است که به اولویت‌ها در بازار سرمایه توجه کنند و از فرعیات دست بکشند. متاسفانه یک بروکراسی عجیب و غریب بزرگی در این بخش ایجاد کرده‌اند که افراد زبده و پرسابقه بازار سرمایه هم در آن گرفتار می‌شوند. سازمان بورس باید از سرمایه مردم صیانت کند.

تنظیم: مولود غلامی

 

 

 

ارسال نظر

تازه ها