کد خبر 93113

استراتژیست مالی و تحلیلگر ارشد بازار سرمایه:

تمامی تحلیلگران و کارشناسان مالی و بازار سرمایه، متفق‌القول بر این نظر هستند که بازار سرمایه از حالت تحلیل و منطق ارزش‌گذاری خارج شده است. حمایت‌ها یا دست‌کاری‌های دولت، ورود نقدینگی‎‌های جدید بدون استراتژی سهامداری و صرفا نوسان‌گیری، مشکلات زیرساختی و نرم‌افزاری بازار سرمایه، ازجمله مهم‌ترین دلایل مشهود است.

دکتر حمید میرمعینی، استراتژیست مالی و تحلیلگر ارشد بازار سرمایه در گفت‌وگو با خبرنگار بااقتصاد، افزون بر مولفه‌های تاثیرگذار فوق بر جریان بازار سرمایه در ماه‌های آتی، قرارداد ایران و چین را هم یکی از عوامل بسیار مهم بر اقتصاد کلان، بازارهای مالی و آینده ایران می‌داند. بخش‌های مهم نظرات این کارشناس ارشد مالی را می‌خوانید.

                         ******************

در پاسخ به پرسش نخست شما مبنی بر ارزیابی بورس در روزها و هفته‌های آینده، صراحتا می‌گویم که بازار سرمایه از حالت تحلیل خارج شده و روند حرکتی آن، در حال حاضر زیرتاثیر مولفه‌های مهمی مانند جریان نقدینگی و به‌ویژه نقش حمایتی دولت قرار گرفته است که به بازار جهت می‌دهند، اما در همین نقطه هم بازار گران است و منطق ارزش‌گذاری مبتنی بر قیمت و اصول علمی، پشت آن وجود ندارد. مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اصول ارزش‌گذاری قیمت‌ سهم‌ها، دو محور دارایی و درآمد است و متاسفانه قیمت‌ها، از نگاه دارایی‌محور و سودمحور بدون توجیه است و بازار در این نقطه ارزندگی ندارد. حتی اگر با نگاه به آینده، تحولات سیاسی و اقتصادی را هم در نظر بگیریم، باز هم این قیمت‌ها مورد پشتیبانی و تایید علمی و منطقی نیست. رویکرد کنونی حاکم بر بازار به نوع نگاه دولت و حاکمیت مربوط می‌شود که بازار را تا این جایگاه، بدون منطق ارزش‌گذاری رشد داده و همچنان ادامه‌دار است. البته دولت هنوز به اهدافی که درپی رونق بازار دنبال آنها بوده، شامل تامین مالی مبتنی بر اوراق و فروش سهام و دارایی‌هایش، دست نیافته است. اگر هم اهداف دولت را از جنبه، هدایت و سوق دادن جریان نقدینگی به سمت بازار سرمایه بررسی کنیم که برای جلوگیری از التهاب و افزایش قیمت در سایر بازارها اتخاذ شده، این هدف هم محقق نشده است. بنابراین اهداف دولت به‌نوعی موجب رونق بازار سرمایه شد اما خودش به اهدافش دست نیافت! 

یکی دیگر از استراتژی‌های دولت در رونق بازار سرمایه، نتایج سهام عدالت بود که هنوز تقریبا محقق نشده است و مردم هم بلاتکلیف هستند و نمی‌دانند دارایی‌شان چه میزان است و چگونه آن را بفروشند. تکلیف شرکت‌های سرمایه‌گذاری استانی هم بجز درج نمادشان در بورس، مشخص نیست و در مجموع، بازار سرمایه به یک کلاف سردرگمی شبیه است که افزون بر موارد فوق، با مشکلات زیرساختی و نرم‌افزاری هم دست‌وپنجه نرم می‌کند و ظرفیت پذیرش این حجم از معاملات را ندارد. اصلا معلوم نیست بازار به کدام سمت می‌رود!

اما در پاسخ به پرسش دیگرتان در خصوص پیش‌بینی شاخص، به نظر من، در خوش‌بینانه‌ترین حالت شاخص در محدوده کانال یک میلیون و 900 هزار تا دو میلیون و 100 هزار واحد، گاهی با 10 درصد منفی یا مثبت باقی می‌ماند تا زمانی که خبرهای جدیدی از راه برسد و سپس تعیین تکلیف شود. یکی از خبرهای مهم که به‌عنوان موثرترین متغیرها ذهن تحلیل‌گران را هم به‌خود مشغول کرده، موضوع قرارداد و توافق با چین است که روی آینده اقتصاد ایران و تمامی بازارهای مالی به‌ویژه بازار ارز و بورس تاثیر بسزایی دارد. در صورت اجرای این قرارداد، تمامی بازارهایی که منشا رشدشان نرخ ارز بوده است مانند بازار سرمایه را زیر تاثیر قرار می‌دهد و با افت شدید مواجه می‌کند. در صورت دستیابی دولت به این توافق و صادرات نفت بدون محدودیت به چین، بخشی از درآمدهای ارزی‌ دولت تامین می‌شود و کسری بودجه را تا حدود زیادی جبران می‌کند که در این صورت، برای بودجه سال‌های آینده هم مشکلی نخواهد داشت. با این تفاسیر نرخ ارز هم کاهش می‌یابد و بازارهای خودرو، طلا، مسکن و سرمایه ریزش می‌کنند. همچنین، دولت با سیاست کنترل نرخ تورم و دستیابی به درآمدهای نفتی و صادراتی اقدام به واردات گسترده خواهد کرد که عامل کنترل تورم خواهد بود.

تاکید می‌کنم، مولفه توافق با چین -که شنیده شده در نحوه اجرای آن بحث است- روی اقتصادکلان و درپی آن تمامی بازارهای مالی ایران تاثیر شدید می‌گذارد و در صورت افت بازار سرمایه، دولت هم حمایت‌هایش را کاهش می‌دهد و از درجه اهمیت بورس برای دولت به‌عنوان تامین‌کننده مالی کاسته می‌شود.

پاسخ صریح به پرسش شما هم این است که احتمال افت شاخص بورس در آینده بیش‌تر از احتمال رشد آن است و از نظر نمادی هم، نمادها به میزانی رشد کرده‌اند که اگر با نگاه سودمحوری ارزش‌گذاری شوند، سودآور نیستند. قیمت سهام شرکت‌ها به قدری دست بالا گرفته شده که P/E متوسط بازار وقتی 33 تعیین شده است، یعنی هرچقدر در صورت گشایش درهای صادراتی، شرکت‌های صادرات‌محور با تمام ظرفیت کار کنند باز هم P/E منطقی بازار و اقتصاد، تعدیل کننده و سودآور نخواهد بود.

حالا به این پرسش شما که چه راهکاری مناسب است، پاسخ می‌دهم؛ بهترین راهکار این است که بازار سرمایه نسبت به اتفاقات سیاسی و اقتصادی آینده، نگاه واقع‌گرایانه داشته باشد. ممکن است شاهد افت بازار باشیم و بعد از آن بازار به مرور زمان وارد فاز رکودی شود. البته ما بارها و در چند دوره از دهه 70 تا کنون، فازهای رکودی بین 2 تا 4 سال را تجربه کرده‌ایم، بنابراین باید آمادگی مواجهه با آن را داشته باشیم. بازار برای روند منطقی و علمی به اصلاح  نیاز دارد. اگر بازار کارکرد اصلی و علمی خود را در اقتصاد به درستی ایفا کند، قیمت‌ها باید تعدیل و جذاب شوند و سرمایه‌گذاری‌های جدید رخ دهد که با متعادل شدن بازار اتفاق می‌افتد و شاهد تامین مالی بنگاه‌ها و ورود شرکت‌های جدید همراه با تعمیق بازار خواهیم بود. به نظر من، ساختارهای علمی و اصول ارزش‌گذاری منطقی، باید بر بازار سرمایه حاکم شود و برای هر یک از مولفه‌های تاثیرگذار بر بورس که ذکر کردم، برنامه‌ریزی مناسب داشته باشیم تا بازار از عمق، گستردگی، کارایی، اصلاح ساختاری و ریزساختاری برخوردار شود. در این صورت، بازار سرمایه توسعه‌یافته و کارآمد خواهیم داشت و در دوره هیجانی و افت بازار، واکنش درست نشان خواهیم داد. در غیر این‌صورت، شاهد ادامه روند کنونی با مشکلات موجود مانند اختلال هسته، دست‌کاری قیمت‌ها، نشت اطلاعاتی، عمق پایین و ورود سرمایه‌گذاران غیر حرفه‌ای با رفتارهای هیجان‌زده خواهیم بود. 

گفت‌وگو: مولود غلامی

 

ارسال نظر

تازه ها