کد خبر 59476

اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه تهران مطرح کرد:

در دوره تحریم های غرب علیه ایران، امارات متحده عربی، با گردش مالی چند میلیارد دلاری به عنوان دومین شریک تجاری ایران، پس از چین یکی از مسیرهای نقل و انتقال پول و کالا محسوب می شد که در یکی دو سال گذشته در شدت فشارهای امریکا و البته همسویی با سیاست های عربستان علیه ایران، قید این منبع مالی را زد تا فشارهای اقتصادی و سیاسی تحریم های ایران بیشتر شود.

 

 حالا با بهبود دوباره روابط دیپلماتیک سیاسی میان ایران و امارات متحده عربی، پیش بینی ها حاکی از این است که مسیرهای نقل و انتقال ارز و کالا از سوی صرافی ها و شرکت های ایرانی در این امیرنشین حاشیه جنوبی خلیج فارس از سر گرفته شود. گرچه این موضوع می تواند تاثیر مثبت بر اقتصاد ایران بگذارد اما نباید بدقولی و بدعهدی اماراتی ها را در سال های اخیر فراموش کرد. در همین زمینه با دکتر آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، گفت وگو کرده ایم. وی بر این باور است: « امارات تنها کشور همسایه ایران است که می تواند مسیر دور زدن تحریم ها را روان تر کند و با توجه به تجربه بدعهدی همسایه جنوبی در یکی دو سال گذشته، ایران باید هوشیارتر باشد تا این موضوع به گروکشی دوباره اماراتی ها از صرافی ها و شرکت های ایرانی تبدیل نشود.» متن این گفت وگو را می خوانید.

امارات، یکی از مسیرهای دور زدن تحریم های ایران در سال های اخیر بود که با تیره شدن روابط دو کشور، این مسیر نیز قطع شد. آیا دور جدید روابط دیپلماتیک منجر به برقراری این مسیر مالی می شود؟ در این صورت چه تاثیری بر اقتصاد ایران می گذارد؟

بله. امارات تنها کشور همسایه ایران است که برای اقتصاد تحریم شده ما می تواند کارایی داشته باشد و کشور دیگری جز امارات نمی تواند در دور زدن تحریم های اقتصادی تا این اندازه کمک کند، البته این موضوع نباید مانند اهرم فشار و یا چماقی بر سر شرکت های ایرانی باشد. باید از تجربیات گذشته درس بگیریم و محتاطانه تر رفتار کنیم. اماراتی ها از این محل، درآمد و حق العمل های بالایی از طرف های ایرانی به دست آورده اند. فراموش نکنیم، بیشتر شرکت های صوری که در امارات ثبت شده بودند، در مبادلات غیرمولد فعالیت داشتند و در مجموع کشور کوچک امارات معبری برای نقل و انتقالات ارزی و یا محلی برای صادرات کالاهای ایرانی به کشورهای ثالث بود که سود واسطه گری سرشاری را نصیب اماراتی ها کرد.

لطفا مصداقی، یکی دو نمونه از بدعهدی های اماراتی ها را بفرمایید.

 از آنجایی که شرکت های صوری در امارات باید ثبت می شدند و حساب ارزی ایجاد می کردند، این کشور با وضع برخی قوانین تجاری، هر زمان که می خواست، می توانست هر حسابی را مسدود و هر شرکتی را تعطیل کند. برخی افراد و شرکت های ایرانی هم برای اینکه به فعالیت های تجاری شان ادامه دهند، بدون مطالعه و فکر، این قوانین و شرایط را می پذیرفتند غافل از این که ممکن است اماراتی ها در بزنگاه از این قوانین استفاده و به اصطلاح گروکشی کنند، که چنین هم شد.

آغاز روابط جدید مالی با امارات، چه میزان بر اقتصاد ایران تاثیر خواهد گذاشت؟ چه راهکارهایی را پیشنهاد می دهید تا تجربیات قبلی در این زمینه تکرار نشود؟

به نظر می رسد در دور جدید مراودات تجاری که در پی روابط دیپلماتیک ممکن است دوباره ایجاد شود، برای صادرات محصولات غیر نفتی باید این مسایل و حاشیه ها را در نظر بگیریم و تا جایی که بتوانیم، با کشورهای ثالث به عنوان مقصدهای صادراتی، مستقیما ارتباط برقرار کنیم تا نیازی به یک کشور واسطه مانند امارات نباشد اما تنها مزیت امارات برای ما در زمان تحریم ها، نقل و انتقالات ارزی با ایجاد صرافی هاست. حال اگر امارات بخواهد از این مساله مانند گذشته گروکشی کند و هر زمانی که امریکا فشار بیاورد، پشت ایران را خالی کند، طرف های ایرانی باید رفتار هوشیارانه و خردمندانه تری در پیش گیرند. اعتماد بیش از حد به اماراتی که از جایگاه سیاسی و اقتصادی ضعیف تر از اروپا برخوردار است، به عنوان تنها گزینه برای دور زدن تحریم ها، تکرار همان وقایع سال های اخیر خواهد بود که بر سر فعالان اقتصادی و صرافی های ایرانی در امارات آمد. به ویژه با تحرکات اخیر در خلیج فارس و مسایل پیش آمده باید هوشیارتر رفتار کنیم. اماراتی ها نشان داده اند که در پس این بدعهدی ها، امتیازاتی از غرب گرفته اند. اگر آنها صداقت داشتند، باید بموقع به شرکت های ایرانی اطلاع می دادند و مانع از زیان آنها می شدند. مهم ترین مساله در دور جدید مراودات مالی این است که امارات تا چه میزان می تواند در مقابل فشارهای امریکا مقاومت کند و این جای ابهام دارد، اما نباید این نکته را هم فراموش کنیم که کشور دیگری هم نمی تواند جایگزین امارات شود و این نقش را به خوبی ایفا کند.

ارزیابی جناب عالی از آینده اقتصادی و تاثیر کاهش فروش نفت بر اقتصاد کشور در دوره تحریم ها چیست؟

ایران از یک سو، برای تامین منابع ارزی به درآمدهای نفتی نیاز دارد و از سوی دیگر، کارخانه ها و صنایع داخلی نیز برای واردات مواد اولیه و همچنین تامین کالاهای اساسی نیازمند نقل و انتقالات پولی هستند. صرف نظر از نرخ ارز بالا، بخشی از نیازهای وارداتی صنایع و بنگاه های تولید در دوره تحریم ها، تامین نشده و بخشی از ظرفیت تولید کارخانه ها خالی است. در چنین شرایطی، برنامه های اقتصاد مقاومتی نیز جدی گرفته نشده است و جبران آن در سال رونق تولید ملی هم عملی نیست و باید برنامه ریزی مدون و اصولی انجام داد که نیازمند زمان است. در همین حال؛ امریکا تلاش دارد تمامی روزنه های فروش نفت ایران را ببندد و طرف های تجاری ایران مانند اروپا، چین، کره و سایر کشورها را متقاعد کند که مراودات و مبادلات اقتصادی با ایران را قطع کنند. اگر ایران را در مرکز یک منطقه ای تصور کنیم که آتش سوزی در آن رخ داده است، امریکا فعلا در حال تخلیه اطراف منطقه آتش سوزی است و اگر بتوانیم (تا انسداد کامل راه های فروش نفت)، از فرصت به دست آمده استفاده و طرف های تجاری قدرتمندتر و بهتری را پیدا کنیم- تا امارات تنها راه نقل و انتقالات ارزی و کالایی ایران نباشد- می توان به آینده امیدوارتر بود.

 

گفت وگو: مولود غلامی

 

ارسال نظر

تازه ها