کد خبر 101008

کارشناس بازار سرمایه مطرح کرد

برای ریزش سنگین دیروز بورس، دلایل بنیادی و منطقی وجود ندارد و عواملی مانند: ریسک‌های سیستماتیک، نرخ‌گذاری برخی محصولات و غیره، بیش‌تر شبیه دلیل‌تراشی است. به‌نظر نمی‌رسد که این عوامل واقعی بوده و چنان قدرتی داشته باشند که کل بازار را به‌یکباره منفی و نمادهای بزرگ و کوچک را سرخ‌پوش کنند.

سینا سلیمانی، مدرس و تحلیلگر ارشد بازارهای مالی

درحالی‌که نرخ تورم صعودی و نرخ دلار هم تثبیت شده است و در ماه‌های پایانی سال به دلیل تسویه ارزی شرکت‌ها و مبادلات پایاپای بانک‌ها تقاضای موقت را در بازار ارز خواهیم داشت، از نظر فاندامنتالی، افت این‌‎چنینی بازار توجیهی ندارد.

به طور سنتی، در ماه‌های آینده شاهد افزایش تقاضا در بازار ارز و کالا خواهیم بود و برخی از شرکت‌ها با افزایش مصرف کالاها و تعطیلات آخر سال، برای تهیه مواد اولیه و تکمیل موجودی انبار در بهمن و اسفندماه، نیاز ارزی خواهند داشت و ریزش سنگین امروز، خلاف منطق بازار است و به نظر می‌رسد در دو ماه گذشته، رفتار بازار از روند منطقی خارج شده است.

به‌هر روی، از تعادل خارج شدن بازار عامل اصلی ریزش‌های سنگین است و برخلاف ماه‌های نخست سال 99 که سهم‌ها ارزنده نبودند اما افزایش تقاضا را شاهد بودیم، حالا با ارزندگی سهم‌ها، صف‌‌های فروش تشکیل می‌شود. از آن‌جایی‌که در بازارهای مالی، کالاها بر اساس ارزش ذاتی معامله نمی‌شوند و در نوسان هستند، در 5 ماهه نخست امسال نیز ارزش ذاتی سهم‌ها رشد نکرد و قیمت‌ها از تعادل خارج شدند و به سمت سقف رفتند، اما از سقف ریزش و ارزش ذاتی را رد کردند و به کف رسیده‌اند. این رفتار هیجانیِ معکوسِ نیمه نخست است با این تفاوت که بازار الان توجیه‌پذیر است و با افت‌های اخیر به راحتی قابلیت بازگشت را دارد. البته هنوز رفتارهای هیجانی در دل بازار نهفته است و از یک‌سو، به‌دلیل خستگی سهامداران و سرمایه‌گذاران در اثر افت‌های اخیر، عده‌ای به هر دلیل و روشی، می‌خواهند از بازار خارج شوند. از سوی دیگر نیز، صندوق‌ها با توجه به ماه‌های پایانی سال ترجیح به شناسایی سود دارند و پس از گذشت سال مالی‌شان، به خرید رو می‌آورند و سهم‌هایی که فروخته‌اند را جایگزین خواهند کرد. با این تفاسیر و با انتشار گزارش 9 ماهه شرکت‌ها، از اواسط همین هفته شرایط بهتری در بازار رقم خواهد خورد.

درباره حمایت‌های بازارگردان‌ها و تزریق منابع صندوق تثبیت هم باید اذعان کرد که در واقع منابع بازارگردان‌ها و صندوق تثبیت به اندازه رشد بازار، افزایش نیافته است و توانایی جمع کردن حجم بالایی از صف‌های فروش را ندارند. همچنین، مشکل بازار تنها با بازارگردان حل نمی‌شود و بازارگردان‌ها محدودیت‌هایی برای خرید و فروش، حجم مظنه و سرخودشده معاملات روزانه دارند که منابع‌شان را قفل می‌کند.

بنابراین، مشکل اصلی بازار فعلا صندوق تثبیت و بازارگردان نیست بلکه درد اصلی، منطقی نبودن معاملات است و سهامداران حقیقی و حقوقی‌ (خارج از ساختار بازارگردان‌ها) باید به این نتیجه برسند که بازار ارزنده است و شروع به خرید کنند. ضعف خرید در بازار مشهود است، در حالی‌که عرضه‌ها روند طبیعی دارند.

در چنین شرایطی، سازمان بورس باید طرف تقاضا را با ابزارهای قانونی که شورای عالی بورس در اختیارش گذاشته است، تقویت کند اما متاسفانه از این ابزارها استفاده نمی‌شود! برای نمونه، مصوبه افزایش سقف اعتبارات که با مجوز شورای عالی بورس به 50 درصد رسیده است و بنا به صلاحدید رییس سازمان بورس، برای تقویت تقاضا باید به‌کار گرفته شود. در صورت افزایش سقف اعتبارات تا 50 درصد، حدود 3000 میلیارد تومان منابع به بازار تزریق خواهد شد، اما این پرسش مطرح می‌شود که چرا سازمان از این ابزار قانونی استفاده نمی‌کند؟ به نظر می‌رسد که مدیران سازمان بورس، مشکل بازار را اشتباه تشخیص داده‌اند و به‌جای محدودیت عرضه باید تقاضا را تقویت کنند. این حجم از عرضه روزانه طبیعی است و بازار می‌تواند آن را هضم کند. مشکل تقاضاست که باید تحریک شود. طبق این مصوبه، بانک مرکزی می‌تواند اعتبارات جدید اعطا کند و سقف اعتبارات را افزایش دهد، به‌شرط این‌که رییس سازمان بورس درخواست کند! اگر همان‌گونه مدیران سازمان، معتقدند بازار ریسک ندارد و سهم‌ها ارزنده هستند و مردم را تشویق به سرمایه‌گذاری می‌کنند، پس باید اعتبارات و سقف صندوق‌ها را افزایش ‌دهند. درحالی که از تاریخ صدور مصوبه شورای عالی بورس تاکنون تنها برای یک صندوق مجوز افزایش سقف صادر شده است!

 

 مصاحبه و تنظیم: مولود غلامی

 

ارسال نظر

تازه ها