کد خبر 100660

بازار سرمایه بعد از افت شدید، یک دوره رشد شدید را هم پشت سر گذاشت و شاخص کل کانال 1.2 تا 1.5 میلیون واحدی را در یک ماه، شارپ حرکت کرد. اکنون شاهد یک بازار مثبت و منفی نرمال‌تری هستیم که روند جدیدی ایجاد کرده که با کوچ سرمایه‌ها از سهم‌های بزرگ به کوچک شکل گرفته است. در این روند جدید، شاخص هم‌وزن نیز نسبت به شاخص کل بازدهی بیش‌تری دارد و حجم معاملات بالاتر با افزایش تعداد تراکنش‌های روزانه همراه شده است.

مهدی سوری، مدیر توسعه بازار و تحلیلگر ارشد بورس

در چنین بازاری، تحلیل تکنیکال کارایی چندانی ندارد. تحلیل تکنیکال در بازاری جواب می‌دهد که توازن قوا برقرار باشد، نه در بازاری که یک بازیگری قدرت بیش‌تری نسبت به سایر بازیگرانش داشته باشد و رفتار این بازیگر اثر بارگذاری روی «مقدار» ایجاد کند. بهترین مثال هم برای «مقدار» در این بازار، نرخ دلار داخلی است که برای آن چارت تکنیکال رسم می‌کنند در حالی که بزرگ‌ترین خریدار و فروشنده دلار داخلی، دولت است و با هر تصمیمش بازار را متحول می‌کند. به همین دلیل در این بخش از بازار، تحلیل تکنیکال موثر نیست. درست از زمانی که دولت وارد بازی در بازار بورس شده و ابزارهایی معرفی کرده است همراه با قدرت گرفتن صندوق‌ها که روند بازار و برایند عمومی رفتار سرمایه‌گذاران را زیر تاثیر قرار داده‌اند، دیگر چارت تکنیکالی را مشاهده نمی‌کنیم. از این‌رو بازار بورس ما مانند بازار فارکس نیست که بتوان تحلیل تکنیکال قابل اتکایی را ترسیم کرد. در این بازار حتی گاهی رفتار معکوس نیز وجود دارد. برای نمونه، زمانی که تمام بازار فکر می‌کنند شاخص در کانال 1.6 میلیون واحدی، مقاومتی از خود نشان می‌دهد، تحلیل‌های مختلف بر رفتار افراد نیز تاثیر می‌گذارد که روی شاخص هم موثر است. اگر فرمول شاخص کل تغییر کند شکل نمودار تغییر می‌کند و به همین دلیل نمی‌توان شاخص کل را تکنیکالی دنبال کرد.

به نظر من، شاخص کل بورس در محدوده نرمالی قرار دارد و بالاتر از این محدوده، ارزشی از نظر شاخص محسوب نمی‌شود و حتی 30 تا 40 درصد پایین‌تر هم محدوده زیرِ ارزش است و بازار می‌تواند مثبت و منفی داشته باشد. به‌جای این‌که به شاخص نگاه کنیم باید سهم‌های ارزنده را مورد توجه قرار دهیم. برخی از سهم‌های بزرگ هنوز گران هستند و در حالی‌که، سهم‌های کوچکی وجود دارند که ارزنده‌تر هستند. برخی از این سهم‌های بزرگ با حمایت دولت و خریدارانی که با اعتماد دولت وارد بازار شده‌اند، رشد کرده‌اند و ارزندگی لازم را ندارند. بنابراین رنج مثبت و منفی بازار در این روزها، طبیعی است. شاید شاخص رشد نکند اما تک سهم‌هایی در بازار وجود دارند که رشد بالاتر از شاخص داشته‌اند.

در خصوص بازارهای جهانی نیز باید اذعان کرد که بازارهای جهانی زیر تاثیر دو عامل کرونا و ترامپ قرار داشتند و حالا، بازارها هم خیال‌شان از ترامپ راحت شده و هم خبرهای مثبت و امیدوارکننده‌ای برای کرونا منتشر شده است. امیدواری به آینده، رشد سرمایه‌گذاری را درپی دارد و مثلا، برای فلز مس که ترامپ موافق معاهده پاریس نبود، حالا با حضور بایدن، پتانسیل بالایی برای رشد پیش رو دارد. متناسب این تحولات، ساخت‌و‌سازهای نیز رشد می‌کنند که پی آن، شاهد رشد قیمت فولاد خواهیم بود. فلزات دیگر مانند روی و غیره نیز وضعیت مشابهی دارند و در مجموع، حال گروه فلزات خوب است و افق روشنی برای‌شان ترسیم شده که روی بازار داخلی نیز تاثیر می‌گذارد. در میان این گروه، بیش‌تر از همه مس مستعد رشد بالاتری است.

موضوع دیگری که می‌توان بر بازار سرمایه اثرگذار باشد، مساله توافق برجام است. بازار سرمایه همواره، یا روی رونق و بهره‌وری و شکوفایی اقتصادی سرمایه‌گذاری می‌کند یا روی تورم و نابودی اقتصاد، البته به نظر من در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند که شرط‌بندی و سرمایه‌گذاری‌شان را روی نابودی اقتصاد کشورشان بنا نکنند. سودی که به قیمت افزایش نرخ دلار و افزایش نرخ تورم، ایجاد شود، سود واقعی نیست و با کاهش ارزش پول، سودشان نیز کاهش می‌یابد.، اما رونق اقتصاد با توسعه تجارت خارجی و افزایش بهره‌وری تولید، منفعت بالاتری دارد و سرمایه‌گذاران می‌توانند روی سود پایدار حساب بیش‌تری باز کنند. البته از دیدگاه من، نرخ دلار، چه با توافق یا بی‌توافق باید در کوتاه‌مدت کاهش یابد اما بانک مرکزی و دولت بنا به دلایلی، اجازه نمی‌دهند. در مجموع، سودی که تحلیلگران بازار سرمایه، پیش‌بینی کرده‌اند با قیمت‌های جهانی و رونق کسب و کارها، قابل دسترسی است.

 

مصاحبه و تنظیم: مولود غلامی

 

ارسال نظر

تازه ها