کد خبر 11142

لازمه تحقق یک حرکت نظام مند برای حمایت از کالای ایرانی، برخورداری از الزامات زمینه ای و بسترهای پایدار ساز و ثبات آفرین است

به گزارش پایگاه خبری با اقتصاد، لازمه تحقق یک حرکت نظام مند برای حمایت از کالای ایرانی، برخورداری از الزامات زمینه ای و بسترهای پایدار ساز و ثبات آفرین است و در غیر این صورت، حرکت ها شاید در یک بازه زمانی مشخص، موثر باشند ولی تبدیل به یک جریان نهادی و پایدار نخواهند شد و در نتیجه پس از مدتی می توان شاهد سست شدن و در نتیجه شکست طرح حمایت از کالای ایرانی بود. در این نوشتار به سه مورد از این  الزامات اشاره می شود.

الزام اول: اصلاحات لازم در حقوق رقابت و حقوق مالکیت در کشور

برخی نهادگرایان، وقتی به تحلیل علل توسعه یا عدم توسعه کشورها می پردازند، پا را از سطح اولیه تحلیل ها فراتر گذاشته و در بررسی موردی علل موفقیت و عدم موفقیت کشورها از موارد رایج نظیر تفاوت در سطح دانش، مکان جغرافیایی و حتی تفاوت های فرهنگی در کشورهای توسعه یافته نسبت به سایر کشورها عبور می کنند و سعی در شناسایی برخی مفاهیم نهادی دارند. یکی از این پایه های نهادی که در آثار برخی تحلیل گران بسیار بارز است، به رسمیت شناختن حقوق رقابت و حقوق مالکیت در کشورهاست! به بیان دیگر، علاوه بر اینکه یک آستانه تغییر در امر رقابت پذیری صنعتی در یک کشور وجود دارد می بایست حقوق مالکیت نیز دارای قواعد روشن، دقیق و باثبات باشد چرا که این امر موجب می شود افراد، انگیزه حرکت برای نوآوری و تولید ثروت پایدار داشته باشند.

در موضوع حمایت از کالای ایرانی نیز، چنین مقوله ای بسیار اساسی است زیرا یک سوی امر تولید کالای داخلی، تولیدکنندگان و سرمایه گذاران هستند و تا زمانی که بستر حمایتی لازم برای این کار وجود نداشته باشد انگیزه تولیدکننده برای سرمایه گذاری پایدار از بین می رود. تولید، تبلیغ و فروش کالای باکیفیت داخلی امری زمان بر است لذا نیازمند وجود یک موقعیت با ثبات روانی، اجتماعی و اقتصادی است که بخش اعظم آن با نهادسازی مناسب شکل می گیرد.

الزام دوم: شفافیت

می توان مصادیق متعددی از ضرورت «شفافیت» جهت شکل گیری و ثبات حرکت های نهادی بیان نمود ولی با توجه به محدودیت حجمی نوشتار صرفا به یکی از مهم ترین این مصادیق یعنی «تضاد_منافع» اشاره می شود. تمامی فرآیند شکل گیری ایده تا تولید و توزیع محصول ایرانی در یک چرخه کامل رخ می دهد و در این پیوستار، شخصیت های حقیقی و حقوقی فراوانی حضور دارند که اگر هر یک از این افراد دارای منافع متضادی با اصل حرکت باشند، خواسته و ناخواسته به سمت تغییر این جریان پیش می روند و اگر به عنوان مانع اساسی در مقابل این حرکت ملی نقش ایفا نکنند، در خوشبینانه ترین حالت سعی در تغییرات قانونی جهت مستثناسازی خود و منافعشان با اصل حرکت خواهند داشت.

شفافیت مناقصات، قراردادها، قوانین، آرای نمایندگان مجلس و مواردی نظیر این می تواند اقدامی پیشگیرانه و کم هزینه در این راستا باشند که با حمایت رسانه ها به یک حرکت پایدار تبدیل می شوند.

الزام سوم: برندسازی ملی

برند ملی هر کشور، تبلور تمامی مناسبات آن کشور است و حتی در برخی مطالعات ذیل یکی از ارکان دیپلماسی عمومی طبقه بندی می شود و به عنوان یک  نمونه عینی قدرت نرم محسوب می گردد. مرور تاریخ توسعه صنعتی برخی کشورها نظیر کره جنوبی، آلمان، انگلستان، چین، ژاپن و ... نشان از آن دارد که تمام ساختارهای حاکمیتی و غیرحاکمیتی آن می کوشند که کشورشان را به بهترین حالت ممکن به دنیا معرفی نمایند. اگر امروز گوشی های کره ای، خودروهای آلمانی و لوازم خانگی ژاپنی از شهرتی جهانی برخوردارند صرفاً به واسطه کیفیت خودِ محصول نیست بلکه تمامی ارکان و اجزاء از سریال های تلویزیونی گرفته تا نمادهای فرهنگی آنها سعی در معرفی کشورشان به عنوان یک کشور توانمند، دارای ثبات حاکمیتی، متعهد نسبت به مردم و ... دارند.

زمانی که حجم انبوه سریال های تاریخی کُره ای در ایران پخش می شود و بازیگران اصلی آن در کشور حضور می یابند، خواسته و ناخواسته، نشان تجاری کره جنوبی در ایران تقویت شده و محصولات کره ای نیز فروش بیشتری خواهند داشت و یا زمانی که مسئولین ژاپنی از مردمشان در برابر برخی کالاهای کم کیفیت، عذرخواهی می کنند همین امر در مصرف کنندگان آن محصول اعتمادزایی فراوان می کند، برگزاری المپیک 2008 چین و معرفی قدرت این کشور در فضای عمومی جهانی، همگی زمینه هایی برای تقویت برندملی یک کشور است.

جمع بندی کوتاه: حمایت از کالای ایرانی حرکتی مقطعی نیست و باید زمینه های لازم برای #پایدارسازی آن، ایجاد شود. اهمیت ایجاد نهادها از این جهت است که یکی از مهم ترین سازوکارها برای جلوگیری از شکست یک جریان ملی، کاهش وابستگی آن به اشخاص است.

 

منبع: تسنیم

ارسال نظر

تازه ها