کد خبر 40458

مصطفی علی‌پور در جمع شاعرای اردوی شعر جوان انقلاب اسلامی درباره دیدگاه‌های سلمان هراتی درباره شعر و نقد رضا براهنی، احمد شاملو و فروغ فرخزاد سخن گفت.

به گزارش پایگاه خبری بااقتصاد به نقل از مهر، کلاس سوم از اردوی بانوان شاعر عضو دورۀ هفتم آفتابگردان­ها، با حضور مصطفی علی‌پور و با عنوانِ «شعر و زندگی سلمان هراتی» برگزار شد.

علی‌پور در ابتدا از سلمان هراتی به عنوان نخستین معلم خود نام برد و گفت: او اولین شاعری بود که دربارۀ شعر من حرف زد و اولین کسی بود که شعرم را به قیصر امین­‌پور معرفی کرد تا آن را در مجلۀ سروش چاپ کنند. همچنین او نخستین کسی بود که مرا مجبور به یادگیری نقد ادبی کرد.

 او ادامه داد: سلمان کتاب طلا در مس از رضا براهنی را به من داد که یکی از بهترین کتاب‌ها در حوزۀ نقد نظری است. او بسیاری از شیوه‌های نقد را از براهنی به عاریه گرفته بود.

 این شاعر افزود: در آن زمان من بسیار تحت تاثیر کاستی با صدای فریدون فرخزاد بودم که شعرهای فروغ را می­خواند. هراتی تا این موضوع را فهمید، مرا سرزنش کرد و کاست شعرهای فروغ را با صدای خود این شاعر به من داد و بعدها کاست ساعت پنج عصر شاملو را نیز که بسیار دوستش می‌داشت به من پیشنهاد کرد. از نظر او شاملو کسی بود که این هنر را داشت که شعر را به شعر، ترجمه ‌کند.

از نظر علی‌پور، هراتی یکی از بزرگترین شاعران ایران بود که مرگ در بدترین زمان به سراغش آمد: اگر سلمان هنوز زنده بود از بزرگترین شاعران زمان حال می­شد. او شاعری مذهبی و متدین بود ولی با این حال من را به خواندن شعر شاملو توصیه می­کرد و برایش بسیار مهم بود که تجربه شعر شاملو را جدی بگیرم.

 وی همچنین با اشاره به کتاب «مرگ رنگ» اثر سهراب سپهری اظهار داشت: سهراب بسیار تحت تاثیر نیما یوشیج بود، من نیز تحت تاثیر شعر سلمان هراتی قرار گرفتم. به طوری که تا به حال نتوانسته‌­ام چیزی از سلمان بگویم جز برنامه‌­ای در رادیو که آن هم بیشتر متاثرکننده شد. من او را بسیار دوست می­داشتم و هرگز آثار خوب سلمان را نقد نخواهم کرد.

علی‌پور در ادامه از موسیقی، خیال، عاطفه و تخیل، به عنوان عناصر مهم شعر نام برد و افزود: ما دو منطق داریم: منطق نثر و شعر. ایجاز و عاطفه و حس و شهود از پایه­های شعر است که از شعر حذف­ پذیر نیستند. همچنین یک نثرنویس نمی­تواند موسیقی یا اطناب یا عاطفه را به شعر بدهد.

 او اضافه کرد: پایۀ دیگر شعر هنجارگریزی است. خیلی از شاعران به طور کلی بافت و ساختار نثر را تغییر می­دهند و با جابجایی مکان فعل و فاعل شعر می‌سازند. هراتی نخستین کسی است که در زبان شعر معناگرایی و در عین حال تولید زیبایی می­کند و دوست دارد حرف بزند نه اینکه فقط شعر بگوید.

 این شاعر ادامه داد: هراتی متعهد به زبان شعر نیمایی نبود اما این برایش نقطه ضعف نیست. دهه شصت دهه­ای بود که شاعران سعی داشتند ساده حرف بزند اما معناگرایی را نیز لحاظ می‌کردند. درست مانند نثر.»

وی افزود: در دهۀ شصت شاعران می­خواستند با مردم حرف بزنند و این مسئله برای سلمان هراتی نیز توجیه شده است.

مصطفی علی‌پور در پایان گفت: سلمان در نیایش‌­واره‌­ها موفق­تر است که محصول همان آسمان سبز است. فرم و انسجام و هارمونی در نیایش‌­واره­‌ها بسیار به چشم می‌خورذ. البته می‌دانیم که شعر سپید بسیار لغزنده به سمت نثر است و سلمان همه جا مراعات کرده است که این اتفاق نیفتد.

 

ارسال نظر

تازه ها